عبد الحسين نوايى

26

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

( ترجمه به اختصار ) . . . اما بعد نامهء نامى رسيد . اين جانب را مورد نهايت لطف و مرحمت قرار داده بودند . از زمان سلطان محمد خان عليه الرحمه كليهء رعاياى طرفين در امن و امان بودند . تا اينكه چند نفر از كردان كافر نعمت بر حسب خبث طينت جانب نقض عهد گرفتند و مفاد عهدنامه و عواقب امر را ملاحظه ننموده با عدول از دائرهء عهد و ميثاق و انحراف از جادهء صلح و وفاق به اشتعال آتش شقاق و انهدام بنيان اتفاق مبادرت ورزيدند و آن پادشاه گردون اقتدار به منظور جنگ با ياغيان به ممالك محروسه دست تعدى دراز و چند روز بر اثر بىصاحب بودن ولايت اسب خود را جولان دادند . چو ميدان تهى گردد . . . نتيجهء انقياد و اطاعت اكراد مذكور كه موجد و باعث شنعت و فسادند بر شما معلوم است . اكنون گفتار ناهموار و نامطلوبند . غفلت از مضمون الفتنهء نائمة لعن اللّه من ايقظها بر ارباب بصيرت روشن است خصوصا با كفار دوزخى و دشمن دين مبين و عدوى سيد المرسلين به منظور تسخير بلاد اتحاد نموده و به قصد تسخير بلاد عثمانى غفلة هجوم كرده و مرتكب اين همه قتل و غارت شده‌اند . از اصول اسلاميت خارج بودن مخفى نيست . چون آن جناب عهد و ميثاق را نقض كرده و مرتكب عداوت و خصومت شده‌ايد بدين مناسبت حضرت پادشاهى ( پادشاه عثمانى ) بعد از ارسال كشتيهاى جنگى بر ضد پادشاه آلمان امر به اعزام سربازان پيروزگر